محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

388

رشحات البحار ( فارسى )

مىديدند ؟ همچنان‌كه خداوند متعال [ از زبان ابليس ] مىفرمايد : فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ « 1 » جواب اين شبهه از ناحيه فاعل به اين صورت است كه من گنجى نهان و نهفته و واجد اسما و صفاتى بودم كه اقتضاى انها مظاهر بود و انسان تام‌ترين و كامل‌ترين مظاهر انها بود . از سوى ديگر ، اگر در انسان جهت شيطنت مناسب با تو ايجاد نمىشد ، قطعا نمىتوانست جامع اسما ( ى الهى ) باشد و به تبع ان نمىتوانست خليفه خداوند در زمين و اسمان خدا باشد . بنابراين قصد اول در مسلط ساختن تو بر فرزندان آدم ، ظهور حق با اسما و صفات وى است ؛ هرچند در برخى مظاهر ظهور شيطنت وى مترتب مىشود . اما از لحاظ قابل ؛ از آنجايى كه انسان از لحاظ آفرينش ضعيف‌ترين موجودات و از حيث تكوين لطيف‌ترين انها است ، بيش از همه به موجبات نشو و بقاى خود نيازمند است . ازاين‌رو به آنچه كه ديگر موجودات نياز دارند ، محتاج است و حتى بيشتر از ان . به‌طورىكه در وى شهوت جلب امور سازگار با خود ، خشم ، و دفع امور ناسازگار آفريده شده است . به همين خاطر به حواس ( مانند لمس و . . . ) نياز دارد و اگر اين حواس را نداشته باشد ، به خاطر نشستن در آهن گداخته و سرماى كشنده آتش مىگرفت [ و يخ مىزند ] . ساير حواس ديگر نيز به‌همين‌ترتيب است . بااين‌حال باآنكه به خاطر نيازهاى غذايى به اين حواس نياز دارد ، تنها با اين حواس حفظ و حراست نمىشود ، بلكه بايد حس مشترك و زجاجه عكاسه نيز داشته باشد تا بتواند بر يك شىء واحد براساس احكام پنج‌گانه حكم نمايد و در ضمن از مقيدات نيز پنهان بماند . به‌علاوه ، به لوح انعكاسى ، يعنى خيال نيز احتياج دارد . و گرنه همواره به تجربه ( مجدد ) نياز دارد و در نتيجه هرگز ارتقا نمىيابد . همچنين به واهمه نياز دارد ؛ زيرا خيال فقط صورت را حفظ مىكند . درحالىكه انسان به قوه‌اى نياز

--> ( 1 ) . ص ( 38 ) : 82 .